راست خواستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راست خواستن . [ خوا / خا ت َ ] (مص مرکب ) طالب امر واقعی و نفس الامر بودن از کسی . (آنندراج ). جویای راست شدن . طالب راست بودن . حقیقت خواستن : اگر راست خواهی سخنهای راست نشاید درآرایش بزم خواست . نظامی . میانجی چه باشد که بس بی هشند اگر راست خواهی میانجی کشند. نظامی (از آنندراج ). راست خواهی زنان معمایند پیچ در پیچ و لای در لایند. ملک الشعرء بهار.