راست بیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راست بیان . [ ب َ ] (ص مرکب ) بیان کننده براستی . راستگو. صادق القول . راست گفتار : وصف تو آن است کز زبان توگفتم من بمیان ترجمان راست بیانم . سوزنی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راست بیان . [ ب َ ] (ص مرکب ) بیان کننده براستی . راستگو. صادق القول . راست گفتار : وصف تو آن است کز زبان توگفتم من بمیان ترجمان راست بیانم . سوزنی .