راز و نیاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راز و نیاز.[ زُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مرکب از راز بمعنی گفتگوی پنهانی و نیاز بمعنی خواهش و تمنا : زاهد چو از نماز تو کاری نمیرود هم مستی شبانه و راز و نیاز من . حافظ. و رجوع به راز و نیاز کردن شود. ◄ (اِ مرکب ) یکی از گوشه های دستگاه همایون . (سرگذشت موسیقی ایران ص ٤٩٧).