راز دیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راز دیدن . [ دی دَ ] (مص مرکب ) کنایه از راز دانستن و راز دریافتن . راز خواندن . (آنندراج ). اما در این (معنی ) ادعاست بلی راز چیزی نیست که آن را بحس توان دید بلکه بعقل توان یافت (آنندراج ) : توان دید راز درون نقاب اگر عینک آرد قدح از حباب . ظهوری (از آنندراج ). و رجوع به راز خواندن شود.