رادفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رادفة. [ دِ ف َ ] (ع ص ) در پی درآینده . ◄ (اِ)شاخ فزونی که از تنه ٔ خرمابن برآمده باشد. (منتهی الارب ). رادوف . (اقرب الموارد). ◄ پیه . ج، روادف . (منتهی الارب ). رادوف . (اقرب الموارد). رجوع به رادوف شود. ◄ خطهای پیه . (از اقرب الموارد). خطوط چربی در بدن . (ناظم الاطباء). ◄ سرین . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ نفخه ٔدوم صور اسرافیل علیه السلام . (منتهی الارب ) (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی ). ◄ روز قیامت . (دهار). ◄ کار سخت تر از اول . (منتهی الارب ).