رادبو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رادبو. (اِ مرکب ) رادبوی . چوب عود. (برهان ). عود را گویند و آن را دارابو نیز خوانند که صحیح تر است و قلب کرده اند. (انجمن آرا). رجوع به داربوی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رادبو. (اِ مرکب ) رادبوی . چوب عود. (برهان ). عود را گویند و آن را دارابو نیز خوانند که صحیح تر است و قلب کرده اند. (انجمن آرا). رجوع به داربوی شود.