راحت طلب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راحت طلب . [ ح َ طَ ل َ ] (نف مرکب ) جوینده ٔ آسودگی و مجازاً جوینده ٔ فراغت و بیکاری . بیعارو تنبل . (از ناظم الاطباء). آسایش خواه . (آنندراج ).
واژگان فارسی سره واژهدان
تن آسا، آسوده جو
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی