ذیابیطس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذیابیطس . [ ] (معرب، اِ) [ از یونانی دیابین ] ذیابیطوس . دولاب . دولابیة. (منتهی الارب ). زلق الکلیة. برکاریه . (بحر الجواهر). دیابیطس . و بعضی آنرا مرادف سلس البول گفته اند و بعضی گویند ذیابیطس بیماری باشد مانا بسلس بول و فرق میان آن دو آن است که در سلس البول اختیار نمی ماند لکن در ذیابیطس بیمار را اختیار حبس و اراقة برجای است . ذیابیطس بیماریی باشد که در آن ترشح و استفراع بول بافراط است و محتوی ماده ٔ شکری و علاج آن مراعات پرهیز و احتماء ممتد و جدی است .