ذکری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذکری . [ ] (اِخ ) ابراهیم افندی . از متأخرین شعرای عثمانی است . مولد اوبه سال ١٢١٠ هَ . ق . در اوزیجه نزدیک شهر بلگراد صربستان . و او در بوسنه به تحصیل مقدمات علوم پرداخت وسپس به موطن خویش بازگشت . و در آنجا بنام کوچک مشهور است وی بترکی شعر می گفته است و بیت ذیل از اوست : جوش ایدلدن بیت قلبمده خم صهبای عشق بر عجب حالت گتوردی نفسمه سودای عشق . (از قاموس الاعلام ترکی ).
ذکری . [ ذِ را ] (ع اِمص ) اسم مصدر از ذکر. تذکیر. یاد. یادآوردن . یادآوری . یادکرد. (دهار). یاد کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). تذکار. تذکیر. ذکر. تذکر. ◄ بیان کردن . خلاف نسیان . ◄ قیامت .ساعت . رستخیز. رستاخیز. ◄ توبة. انابة. بازگشت از گناه : و انّی له الذکری . ◄ وعظ. پند. اندرز. عبرت : و ذکری لاولی الالباب . و صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: و ذکری مصدر است بمعنی ذکر. ومصدری بر وزن فعلی جز ذکری در زبان عرب نیامده است :مانند این آیات : و ذکری للمؤمنین . و ذکری لاولی الالباب . و اَنّی له الذکری .