ذووداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذووداد. [ وِ ] (ع ص مرکب ) خداوند دوستی . دوستار. دوستدار : گفت صد خدمت کنم ای ذووداد دست بر دو چشم و بر سینه نهاد. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذووداد. [ وِ ] (ع ص مرکب ) خداوند دوستی . دوستار. دوستدار : گفت صد خدمت کنم ای ذووداد دست بر دو چشم و بر سینه نهاد. مولوی .