ذونجب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذونجب . [ ن َ ج َ ] (اِخ ) نجب موضعی است و بدانجا میان تمیم و بنوعامربن صعصعة جنگی بوده است، یک سال پس از جنگ جبلةو غلبة بنو تمیم را بود. و در آن جنگ ابن کبشه ٔ ملک از بنی عامر کشته شد و یزیدبن الصعق و بعض دیگر را اسیر گرفتند و سحیم بن وثیل الریاحی در این وقت گفت : و نحن ضربنا هامة ابن خویلد یزید و ضرجنا عبیدة بالدم بذی نجب اذ نحن دون حریمنا علی کل جیاش الاجاری مرجم . ◄ وادیی است نزدیک ماوان بدیار بنومحارب . ابوالاحوص ریاحی گوید: و لو ادرکتة الخیل و الخیل تدعی بذی نجب ما اقرنت و اجلت . و رجوع عقد الفرید ج ٦ ص ١١٤ شود.