ذوناب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوناب . (ع ص مرکب، اِ مرکب ) کنایه از درنده مثل گرگ وشیر چه ناب بمعنای دندان یشک است . (غیاث اللغات ). ♦ امثال : شر اهر ذاناب ؛ شری که ببانگ آورده است خداوند یشک را.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوناب . (ع ص مرکب، اِ مرکب ) کنایه از درنده مثل گرگ وشیر چه ناب بمعنای دندان یشک است . (غیاث اللغات ). ♦ امثال : شر اهر ذاناب ؛ شری که ببانگ آورده است خداوند یشک را.