فرهنگ لغت

ذوعوض

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذوعوض . [ ع َ ] (ع اِ مرکب )افعل ذاک من ذی عوض ؛ از سر نو بکن این کار را. (منتهی الارب ). و ابن الاثیر در المرصع آرد که عرب گوید: خذها الی عشر من ذی عوض، مثل است در موقع تهدد و عوض اسم قریه ای است و تأنیث ضمیر خذها بدین اعتبار است .

معنی ذوعوض | فرهنگ لغت