ذوطوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوطوی . [ طَ / طُ/ طِ وا ] (اِخ ) موضعی است بر دامنه ٔ کوه ذوالحصحاص، بظاهر مکة و بدآنجا چاههایی است که غسل به آب آنهامستحب است . رجوع به امتاع الاسماع فهرست ج ١ و حبیب السیر ج ١ ص ١٣٤ و ١٤١ و ٢٧٧ شود. و بروز فتح مکه رسول اکرم (ص ) در ذوطوی فرمان داد که زبیر با مهاجر ازاعلای مکه درآمده رایتی که بردوش داشت در جحون نصب کند و خالدبن الولید با بنی اسلم و غفاری از اسفل مکه درآیند و لوای خویش در منتهای بیوت زنند و سعدبن عباده با قوم خود از ثنیه مدینین (کذا) متوجه گردد و بنفس نفیس با طائفه ٔ خواص صحابه از طریق اواخر توجه فرمود. حبیب السیر جزو ٣ از ج ١ ص ١٣٤ چهار سطر به آخرمانده . و رسول اکرم صلوات اﷲ علیه در سال دهم هجرت آنگاه که قصد حج فرمود در یک شنبه ٔ چهارم ذی الحجة به ذی طوی فرود آمد و صبح آن روز ادای فریضه ٔ صبح در آنجا کرد. ◄ و در سال ١٦٩ هَ . ق . بروز ترویه میان حسین بن علی بن حسن و لشکر هادی خلیفه در ذوطوی جنگ روی داد و حسین کشته شد. ◄ محل اجتماع لشکر عباسی در جنگ با صاحب فخ . (اثیر، ٦: ٣٨).