ذوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوش . (ص ) شعوری گوید بمعنای بدطبع و تندخوست . حکیم فردوسی : بانگ کرده است ای بت سیمین ذوش هستم ترا که هستی ذوش . این کلمه از مجعولات شعوری است وشعر نیز از رودکی است و «کرده است » «کردمت » است و زوش با زاء اخت الراء است نه با ذال بمعنای تند و سخت طبع. (فرهنگ اسدی ).