ذوحق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حَ قّ) [ ع. ] (ص مر.) نک ذی حق.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حَ قّ) [ ع. ] (ص مر.) نک ذی حق.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوحق . [ ح َق ق ] (ع ص مرکب ) سزاوار. صاحب حق و در فارسی تنها ذی حق گویند. رجوع بذی حق شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حَ قّ) [ ع. ] (ص مر.) نک ذی حق.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حَ قّ) [ ع. ] (ص مر.) نک ذی حق.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوحق . [ ح َق ق ] (ع ص مرکب ) سزاوار. صاحب حق و در فارسی تنها ذی حق گویند. رجوع بذی حق شود.