ذوثعلبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوثعلبان . [ ث َ ل َ ] (اِخ ) نام مردی ترسا از مردم یمن که در فاجعه ٔ اصحاب اخدود، انجیلی نیم سوخته به قصد تظلم از ذونواس حمیری به قیصر برد. (مجمل التواریخ و القصص ص ١٦٩).
ذوثعلبان . [ ث َ ل َ ] (ع اِ مرکب ) قسمی بیماری است و شاید داء الثعلب باشد.