ذوالیزن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوالیزن . [ ذُل ْ ی َ زَ ] (اِخ ) نعمان بن قیس حمیری یکی از ملوک و اذواء یمن . و او کسی است که از پیش به بعثت رسول اکرم صلوات اﷲ علیه و سلم بشارت داد. و نیزه های یزنی بدو منسوب است . و یزّن نام وادیی است به یمن و ذویزن بدانجا منسوب است . و سیف ذوالیزن از احفاد اوست . و صاحب غیاث اللغات بنقل از مؤید گوید: او در دلیری و نیزه زنی معروف بود.
ذوالیزن . [ ذُل ْ ی َ زَ ] (اِخ ) (سیف ...) : کو جریر و کو فرزدق کو ظهیر کو لبید روبه عجاج و دیک الجن و سیف ذوالیزن ... گو فراز آیند و شعر اوستادم بشنوند تا غریزی روضه بینند و طبیعی نسترن . منوچهری . ای بدل ذوالیزن بوالحسن بن حسن فاعل فعل حسن صاحب ذوکف راد. منوچهری . پروردگان مائده ٔ خاطر منند گر خود بجمله جز پسرذوالیزن نیند. خاقانی . رجوع به سیف ... و ابناء شود.