ذوالقربی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوالقربی . [ ذُل ْ ق ُ با ] (ع ص مرکب، اِ مرکب ) خداوند نزدیکی رحم . خویش . خویشاوند. ج، ذوی القربی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوالقربی . [ ذُل ْ ق ُ با ] (ع ص مرکب، اِ مرکب ) خداوند نزدیکی رحم . خویش . خویشاوند. ج، ذوی القربی .