ذوالعینین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوالعینین .[ ذُل ْ ع َ ن َ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب ) جاسوس . سماع . عین . ◄ لقب معاویةبن مالک شاعر و فارس و در المرصع در نسب او معاویةبن مالک بن حرث آمده است .
ذوالعینین . [ ذُل ْ ع َ ن َ ] (اِخ ) الهجری . مردی از اهل مدینه ٔ هجر. رجوع به عقدالفرید جزو ٦ ص ٨١ شود.