ذوالحلیفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوالحلیفة. [ ذُل ْ ح ُ ل َ ف َ ] (اِخ ) موضعی بر شش میلی مدینه ٔ مُنَوَّرَة. و آن آبی است بنوجشم را و هم آنجا میقات اهل مدینه و شام باشد. و رسول اکرم (ص ) در صلح حدیبیه در ذوالحلیفة احرام بست . ◄ موضعی است از تهامة میان حادَّة و ذات عرق . رجوع به فهرست جزء ١ امتاع الأسماع و نزهةالقلوب ج ٤ ص ١٦٩ و المرصع ابن اثیر. و حبیب السیر، ج ١ ص ١٢٨ و ١٣٤ و ١٤٠ و ١٤١ و ٢٣٨ شود.