ذوالتاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوالتاج . [ ذُت ْ تا ] (اِخ ) لقب ابواحیحة سعیدبن عاص . ابن الکلبی گوید او به مکه هرگاه عمامه بر سر داشت کس دیگر به حرمت او عمامه بر سر نمی نهاد و او راتکریماً ذوالتاج می نامیدند. از المرصع ابن الأثیر به نقل از ابن الکلبی . و رجوع به ذوالعمامة شود. ◄ لقب حارثةبن عمروبن ابی ربیعه ٔ شیبانی . ◄ لقب لقیطبن مالک . ◄ لقب مالک بن خالدبن صخربن ثرید. که بنوسلیم تاج بر سر او نهاده وی را ملک خود خواندند. ◄ لقب معبدبن عامر. ◄ لقب هوذةبن علی یمانی . و ابن الأثیر در المرصع گوید: و لم یتوّج و انما صنع له کسری خرزات .