ذوات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ذَ) [ ع. ] جِ ذات.<BR>۱- خداوندان، صاحبان.<BR>۲- حقایق، ماهیات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ذَ) [ ع. ] جِ ذات. ۱- خداوندان، صاحبان. ۲- حقایق، ماهیات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوات . [ ذَ ] (ع اِ) پوست گندم یا پوست دانه ٔ انگور یا پوست خربزه .
ذوات . [ ذَ ] (ع اِ) ج ِ ذات .تأنیث ذو. خداوندان . دارندگان . صاحبان . مالکان . دارایان : مررت بنسوةِ ذوات مال . ذوات الارحام ؛ خویشان . ذوات الاذناب ؛ دنباله داران . ◄ هستیها. چیزها. حقایق . و غیره : ذوات مکرمّة. و رجوع به ذات شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
فرزندان، زادها