ذوابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوابة. [ ذُ ب َ ] (ع اِ) ناصیه یا منبت موی بر ناصیه . پیشانی یا رستنگاه موی بر پیشانی . ◄ موی بالای پیشانی اسب . ◄ گیسو. (دهار). یک لاغ گیسو. گیسوی بافته شده . ضفیرة. عقیصة. ◄ علاقه ٔ دسته ٔ شمشیر. منگوله . ریشه . ◄ علاقه ٔ شمشیر. ◄ پاره ٔ پوست آویزان از مؤخر پالان و کفش و جز آن . ◄ شریف و اعلای هر چیزی : یقال ذوابةالعزّ و الشرف . و یقال هؤلاء ذوابة قومهم ؛ای اشرافهم . ◄ ارجمندی . (منتهی الارب ). ♦ ذوابةالنعل ؛ گیسوی کفش . ♦ ذو ذوابة ؛ ستاره ٔ دنباله دار. ج، ذوائب .