ذوآرام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوآرام . (اِخ ) صاحب تاج العروس گوید: حزم، به آرام، جمعتها عاد علی عهدها. قاله ابومحمد الغندجانی فی شرح قول جامعبن مرقیة : ارقت بذی آرام و هنا و عادنی عدادالهوی بین العناب و خنثل . و صاحب منتهی الارب گوید: ذوآرام ؛ جائی که در آن اعلام جمع کرده ٔ عاد است .