ذمیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذمیل . [ ذُ م َ ] (اِخ ) نامی از نامهای مردان عرب است .
ذمیل . [ ذَ ] (ع مص ) نوعی از رفتن شتر. (تاج المصادر بیهقی ).نوعی از رفتار شتر. رفتار نرم یا رفتار برتر از عنق که نوعی از رفتار ستور است . ذَمل . ذُمول . ذَمَلان .
ذمیل . [ ذُ م َ ] (اِخ ) ابن لخم . در شعر نهیشة بنت الجراح البهرائی ذکر او آمده است . رجوع به عقدالفرید چ عریان ج ٣ ص ٣٠٨ شود.