ذلیق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذلیق . [ ذَ ] (ع ص ) طلیق . طلق . ذلق . گشاده زبان . زبان آور. تیززبان . زبان تیز. (دهار). قوی سخن، خطیب ُ ذلیق . لسان ُ ذلیق . ◄ سنان ذلیق ؛ نیزه ٔ تیز.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذلیق . [ ذَ ] (ع ص ) طلیق . طلق . ذلق . گشاده زبان . زبان آور. تیززبان . زبان تیز. (دهار). قوی سخن، خطیب ُ ذلیق . لسان ُ ذلیق . ◄ سنان ذلیق ؛ نیزه ٔ تیز.