ذعور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذعور. [ ذَ ] (ع ص ) مُتَذعر. ترسنده . ◄ زن ترسنده از ریبه و تهمت . زن ترسان از بدنامی . زنی ترسنده . (مهذب الاسماء). زن ترسنده از بهتان و سخن بد. ◄ ناقه ٔ ذعور؛ ماده شتری که چون دست بر پستان وی نهند خویشتن را درکشد.