ذعلوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذعلوق . [ ذُ ] (ع اِ) تره ای است تیزبوی همچون گندنا. و محمودبن عمر ربنجنی گوید طرخون . ◄ مرغکی است . ◄ نوعی از سماروغ . یعنی قسمی از کماة. ◄ (ص ) کودک چالاک تیزفهم سبک روح . ◄ (صوت ) ذعلوق دهلوق، کلمه ای است که میش را به دوشیدن خوانند. ◄ گوسفند سبک جثه ٔ تنگ دهان (؟). ◄ (اِخ ) نام شمشیر خالدبن سعیدبن عاص .