ذریع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذریع. [ ذَ ] (ع ص ) تیزرو. شتاب رو. سبک سیر. ذروع . فرس ذریع، اسب سبک سیر و تیزرو و فراخ گام و همچنین است بعیر ذریع. ◄ فراخ گام . واسعالخطو. و در صفت رسول صلوات اﷲعلیه آمده است ؛ کان ذریعالمشی ؛ ای واسعالخطو. ◄ امر فراخ و وسیع. ◄ مرگی . مرگامرگی . وبا. موت فاشی . ◄ تند. سریع. بشتاب . تیز. زود. ناگهانی . قتل ذریع؛ قتل سریع. اکل ذریع، خوردنی بشتاب و بسیار. و فی الحدیث : فأکل اکلاً ذریعاً؛ ای سریعاً و کثیراً. ◄ شفیع. خواهشگر. ◄ وسیله . (مهذب الاسماء). دست آویز. ذریعة. ◄ موت ذریع؛ مرگی فاش . (مهذب الاسماء).