ذریت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ذُ رّ یَّ) [ ع. ذریة ] (اِ.) نک. ذریه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ذُ رّ یَّ) [ ع. ذریه ] (اِ.) نک. ذریه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذریت . [ ذُرْ ری ی َ ] (ع اِ) پشت فرزندان . نسل : ای بار خدای همه ذریت آدم با ملک سلیمانی و با حکمت لقمان . ناصرخسرو. ابلیس لعین بدین زمین اندر ذریّت خویش دید بسیاری . ناصرخسرو.