ذخیره کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذخیره کردن . [ ذَ رَ / رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نهادن . پس انداز کردن . ادّخار. اذّخار. انبار کردن . اندوختن . الفنجیدن . بیلفنجیدن . الفغدن . بیلفغدن . پس دست داشتن .الفختن . بیلفختن . اقتناء. ابتآر. بأر. اعتقاد. پستائی کردن . یخنی . اقماز.
مترادف و متضاد واژهدان
انبار کردن، انباشتن اندوختن، پسانداز کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
انباردن