ذبیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذبیان . [ ] (اِخ ) ابن بغیض یکی از اجداد حذیفةبن بدربن عمروبن جویة. از اجداد اعصربن سعدبن قیس . رجوع به معجم الادباء چ مارگلیوث ج ٦ ص ٦٤ س ١ شود.
ذبیان .[ ذِب ْ ] (اِخ ) دسته ای از واحه ها بالجزایر در ایالت قسطنطین بدانسوی اورس .
ذبیان . [ ذِ / ذُب ْ ](اِخ ) قبیله ای است از عرب . و سمعانی گوید نام چند بطن از عرب و از آن قبیله است ذبیانی شاعر معروف مادح نعمان بن منذر زیادبن معاویة. و رجوع به الموشح مرزبانی ص ٦٦ و ١٠٠ و فهارس عقدالفرید ج ١ و ج ٢ و ج ٤ و ج ٦ و عیون الاخبار ج ١ و ج ٢ و الاعلام زرکلی ج ١ ص ٣١٢ شود.