ذبال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذبال . [ ذُ ] (ع اِ) ج ِ ذُبالة. (دهار) : عقل گردی، عقل را دانی کمال عشق گردی، عشق را دانی ذبال . مولوی . با حضور آفتاب با کمال رهنمایی جستن از شمع و ذبال . مولوی . ◄ ریشها که بر پهلو برآید و بجانب شکم سوراخ کند.