ذایع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ) [ ع. ذائع ] (اِفا. ص.) آشکار، فاش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یِ) [ ع. ذائع ] (اِفا. ص.) آشکار، فاش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذایع. [ ی ِ ](ع ص ) نعت فاعلی مذکر از ذیوع . آشکار. آشکارشده . فاش کرده . فاش شده . شایع. پیدا. ظاهر. مُنتشر. مستفیض .