ذاهل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هِ) [ ع. ] (اِفا.) فراموش کننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هِ) [ ع. ] (اِفا.) فراموش کننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذاهل . [ هَِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از ذهول . غافل . بی پروا. فراموش کرده : و وقوع حوادث که در زمان متقدم بوده باشد غافل و ذاهل مانند. (جامع التواریخ رشیدی ). یکزمان زین قبله گر ذاهل شوی سخره ٔ هر قبله ٔ باطل شوی . مولوی .