فرهنگ لغت

ذات الشیح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذات الشیح . [ تُش ْ شی ] (اِخ ) صاحب المرصع گوید: موضعالحزن من دیار بنی تمیم . و در منتهی الارب آید: موضعی است در دیار بنی یربوع که در آن گیاه شیح بسیار روید.

معنی ذات الشیح | فرهنگ لغت