دیوفنطس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیوفنطس . [ وْ ف َ ] (اِخ ) نام این مرد یونانی اسکندرانی در ضمن تألیفات ابن هیثم آمده است : تعلیق علقه اسحاق بن یونس المتطبب بمصر عن بن الهیثم فی کتاب دیوفنطس فی مسائل الجبر. (عیون الانباء ج ٢ ص ٩٨). ابن الندیم گوید: او را کتابی است در جبر و آن را ابوالوفای بوزجانی نیشابوری تفسیر کرده و نیز ابوالوفا را کتابی است بنام کتاب البراهین علی القضایا التی استعمل دیوفنطس فی مسابه . (از ابن الندیم ). و رجوع به اخبارالحکماء قفطی ص ٢٨٨ شود.