فرهنگ لغت

دیوال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دیوال . [ دی ] (اِ) دیوار. (برهان ) (ناظم الاطباء). و جنگ کرد بسیار بدر ارگ و کشتن کرد فراوانی بدر شارستان در کرکوی عاقبت بستد و ارگ را و قلعه ٔ زورین را بعد از آن دیوال آن را ببرید. (تاریخ سیستان ص ٣٨٤). رجوع به دیوار شود.

معنی دیوال | فرهنگ لغت