دیفرانسیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- دستگاهی در اتومبیل که نیروی لازم را به چرخها منتقل میسازد.<BR>۲- در ریاضی حاصل ضرب مشتق تابع در نمو متغیر مستقل. (فره).<br>
فرهنگ فارسی معین
(یِ) [ فر. ] (اِ.) ۱- دستگاهی در اتومبیل که نیروی لازم را به چرخها منتقل میسازد. ۲- در ریاضی حاصل ضرب مشتق تابع در نمو متغیر مستقل. (فره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیفرانسیل . [ رِ ی ِ ] (فرانسوی، اِ) حساب دیفرانسیل رشته ٔ بسیار مهمی از ریاضیات عالی که موضوع اولیه ٔ آن تعیین میزان تغییرات توابع و مسئله ای عکس آن است و مبتنی بر عمل اساسی رفتن به حد یا حد گرفتن میباشد و از این جهت از علم جبرمتمایز است . این رشته بعلت نقش مهمی که مقادیر بینهایت کوچک در آن دارند بضمیمه ٔ مباحث وابسته که در واقع شبیه آن هستند آنالیز ریاضی [ = تحلیل ریاضی ] نیز خوانده میشود. حساب دیفرانسیل را گاهی در فارسی حساب فاصله هم خوانده اند. (از دائرة المعارف فارسی ).