فرهنگ لغت

دیشلمه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دیشلمه . [ ل َ م َ / م ِ ] (ترکی، مرکب ) (از: دیش ترکی، بمعنی دندان + لمه که آن نیز ترکی و نوعی علامت مصدری است ): چای دیشلمه ؛ چای قند پهلو. دشلمه . (یادداشت مؤلف ). چای که شکر یا قند در آن حل نکرده باشند بلکه حب قند در دهن گذارند و چای تلخ را بشیرینی آن نوشند.

معنی دیشلمه | فرهنگ لغت