دیسک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ فر. ] (اِ.)<BR>۱- هر نوع صفحة گرد و تخت آهنین.<BR>۲- صفحهای گرد و غضروفی در میان مهرهها که جابه جایی آن ایجاد درد میکند.<BR>۳- نوعی صفحة گرد با وزنی حدود دو کیلوگرم که در ورزش پرتاب دیسک از آن استفاده میکنند.<BR>۴- حافظة جانبی کامپیوتر برای نگه داری سیستمها و برنامهها یا دادهها.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ فر. ] (اِ.) ۱- هر نوع صفحه گرد و تخت آهنین. ۲- صفحهای گرد و غضروفی در میان مهرهها که جابه جایی آن ایجاد درد میکند. ۳- نوعی صفحه گرد با وزنی حدود دو کیلوگرم که در ورزش پرتاب دیسک از آن استفاده میکنند. ۴- حافظه جانبی کامپیوتر برای نگه داری سیستمها و برنامهها یا دادهها.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیسک . (فرانسوی، اِ) صفحه غضروفی که بین پیکر مهره های ستون فقرات قرار دارد و حرکت مهره ها را آسان میکند. این صفحه بطور طبیعی بوسیله ٔ حلقه ای از بافت فیبروز در وسط دو مهره نگاهداری میشود. فرسوده یا پاره شدن پوشش فیبروزی باعث میگردد که غضروف دیسک به اطراف، کشیده شود و به بافتهای مجاور خود فشار وارد بیاورد و کشیده شدن غضروف دیسک به اطراف بر اعصاب و رانده شدن آن به عقب بر نخاع فشار وارد می آورد و در هر دو حالت موجب درد شدید میگردد. این کشیده شدن و رانده شدن غضروف را در اصطلاح پزشکی هرنی دیسکال یا دیسکوپاتی خوانند. (دائرة المعارف فارسی ). ◄ صفحه ٔ آهنین مدور. قرص . ◄ در اصطلاح ورزش صفحه ای چوبین که در میانه ٔ طوقی فلزی جای داده شده است و آن را در میدان ورزش کاران پرتاب کنند.
واژگان فارسی سره واژهدان
گرده، گرد، گردک