دیررام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیررام . (ص مرکب ) که دیر مطیعشود. خودسر. که آسان تن به اطاعت ندهد : ندانی کو چگونه خویش کام است ز خوی بد چگونه دیررام است . (ویس و رامین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیررام . (ص مرکب ) که دیر مطیعشود. خودسر. که آسان تن به اطاعت ندهد : ندانی کو چگونه خویش کام است ز خوی بد چگونه دیررام است . (ویس و رامین ).