دیرخواب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیرخواب . [ خوا / خا ] (نف مرکب ) که دیر بخوابد. که شب زنده دار باشد : دیرخواب و زودخیز و تیزسیر و دوربین خوش عنان وکش خرام و پاکزاد و نیکخوی . منوچهری .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیرخواب . [ خوا / خا ] (نف مرکب ) که دیر بخوابد. که شب زنده دار باشد : دیرخواب و زودخیز و تیزسیر و دوربین خوش عنان وکش خرام و پاکزاد و نیکخوی . منوچهری .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی