فرهنگ لغت

دیاص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دیاص .[ دَی ْ یا ] (ع ص ) مردی که بر وی دست نتوان یافت . (منتهی الارب ): رجل دیاص ؛ اذا کان لایقدر علیه . (تاج العروس ). مردی با عضلات نیرومند. (از اقرب الموارد). ◄ مرد فربه . (از تاج العرس ) (منتهی الارب ).

معنی دیاص | فرهنگ لغت