دژمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دُ) (ص مر.) متأسف، اندوهگین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دُ) (ص مر.) متأسف، اندوهگین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دژمان . [ دِ / دُ ] (اِ مرکب ) افسوس و دریغ داشتن و حسرت . (برهان ) (آنندراج ). دژوان . ◄ (ص مرکب ) دژمنش . متأسف . اندوهگین : چو شاهنشه زمانی بود دژمان به خشم اندر خرد را برد فرمان . (ویس و رامین چ تهران ص ١٧٣). و رجوع به دژمنش شود.