دژاباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دژاباد. [ دُ ] (ص مرکب ) سهمگین و خشم آلود. (برهان ). خشم آلود. (شرفنامه ٔ منیری ). خشمگین . غضبان . دژآگام . دژآگامه . دژآگاه . دژآگه : اگر شیر دژابادش ببیند چو سگ اندر پس زانو نشیند. بهرامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دژاباد. [ دُ ] (ص مرکب ) سهمگین و خشم آلود. (برهان ). خشم آلود. (شرفنامه ٔ منیری ). خشمگین . غضبان . دژآگام . دژآگامه . دژآگاه . دژآگه : اگر شیر دژابادش ببیند چو سگ اندر پس زانو نشیند. بهرامی .