دژآلود
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص مف.)<BR>۱- خشمگین.<BR>۲- بدخُلق، تندخو.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص مف.) ۱- خشمگین. ۲- بدخُلق، تندخو.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دژآلود. [ دُ ] (ن مف مرکب ) دژآلوده . سهمگین . خشمگین . قهرآلود. (برهان ). خشمگین و غضبناک : یکی شیر دژآلود است در جنگ که دارد از مصاف شیر نر ننگ . خسروانی . ثَرملة؛ دژآلودخوردن، یعنی بی ادب و پریشان خوردن . (از مجمل اللغة)(از منتهی الارب ). ◄ تندخوی . (ناظم الاطباء). بدخو. تندخلق .
مترادف و متضاد واژهدان
خشمگین، دژآهنگ، دژمان، دژم، غضبناک، غضبآلود بدخلق، بدخو (متضاد: خوشحال)