دوین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوین . [ دَ ] (پسوند) مزید مؤخر امکنه : سلطان دوین . سنگ دوین . شهر دوین . قرادوین . کافردوین . لله دوین . (یادداشت مؤلف ).
دوین . [ دُ وَ ] (ع ص مصغر) مصغر دون یعنی اندکی فرومایه . (ناظم الاطباء). و رجوع به دون شود.
دوین . [ دُ ] (اِخ ) شهری است به ارمینیه از آن شهر است نصراﷲ محدث ابن منصور و عبداﷲ محدث ابن رزین . (منتهی الارب ). تووین یا دووین ازبلاد اسلامی نزدیک ایروان است . (تاریخ اقبال ص ٤٦٢).