دویره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دویره . [ دَ رَ / رِ ] (اِ) دوال و تسمه ای که بدان قمار بازند. (ناظم الاطباء) (ازآنندراج ) (از فرهنگ اوبهی ) (از برهان ) : شاه غزنین چو نزد او بگذشت چون دویره به گردش اندر گشت . عنصری (از اسدی ).
دویره . [ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است به نیشابور، از آن ده است محمدبن عبداﷲبن یوسف بن خورشید. (منتهی الارب ). دهی است در دو فرسخی نیشابور. (از لباب الانساب ).